واسه چشمات مینویسم ...

باز دوباره شعر دیگری ز چشمان زیبایت سرودم ...
چشمانی که شعله نگاهِش ز دور هم دست بردارِ من نیست ...
شعله ای که ز دیـدنَش هـر بــار آتش میگیرم ...
آتشی که ز شعله نگاهت آید دلم خواهانش هستو بس ...
چشمانی که همچون باران ز صحرای خشک دلم پا مینهد ...
صحرایی که جز او را خواهـانی نـیـسـت ...

/ 0 نظر / 25 بازدید