کـابــوس ...

خوابیده بودم کابوس میدیدم...

از خواب بلند شدم تا به

آغوشت پناه ببـرم...

افســوس...

یادم رفته بود که از نبودنت

به خواب پناه برده بودم...

/ 15 نظر / 72 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ghazaleh

[ناراحت][ناراحت] از این شب ها یی که کابوس میبینم و از خواب میپرم متنفرم

لاله

سعی نکن متفاوت باشی!!! فقط خوب باش! این روزها خوب بودن به اندازه کافی متفاوت است تا نباشي کسي جوياي حالت نمي شود به قول شما بايد زیاد در دسترس نبود.....

شادی

כل هایمـــ برایتــــ تنگ شــــכه انــــכ آخر تو که نمـــﮯ בانـــﮯ براےِ فراموش کرכنت בو בل شــבه ام !

شادی

مطالبتو دوست دارم، دلنشینن[گل]

فرنوش

الو بله؟ هستم بابا فردا برام خیلی دعا کنیا

عطيه

رفـ ـت...بـ ـه سلـ ـآمـ ـت... مـ ـن خـ ـدآ نیسـ ـتم کـ ـه بگویـ ـم:: صـ ـد بـ ـآر اگـ ـر تـ ـوبـ ـه شکسـ ـتـ ـی بـ ـآز آی... آنکـ ـه رَفـ ـت...بـ ـه حـ ـرمـ ـت آنچـ ـه بـ ـآ خـ ـود بـ ـرد...حـ ـق بـ ـآزگـ ـشـ ـت نـ ـدآرد.......

eli

زیبا گفتی[گل]

عطيه

ميشه تنهايي بازي کرد ميشه تنهايي خنديد ميشه تنهايي سفر کرد ولي خيلي سخته تنهايي تنهايي را تحمل کرد!!!! sghl k kldai

سهیلا

غاشق ستیلا باباش اجازه نمیده بزرگ شه درس بخونه دکتر شه بعدا؟[نیشخند]

محمد و اتنا

وبلاگت خیلی قشنگ ممنون که بهمون سر زدی منتظر نظرات بعدیت هستیم[گل]